بدون تعارف باید گفت، در کشوری که حاکمیت قانون در آن ضعیف است، افرادي به دلايل مختلف و به ناچارافشاگر می شوند.( در اين مورد اگر شما به سخنراني هاي مقامات مسئول كشور خصوصا آقاي رئيس جمهور توجه نماييد دايما صحبت از افشاگري شده است .) چرا؟ به این دلیل که آن عده می بینند به تخلفات و سو استفاده برخي ها نه قانون رسیدگی می کند و نه مسئولان مربوطه توجهي دارند !!! و البته افشا گران اهداف مختلفي را دنبال مي كنند ... ( كه ما به آن نمي پردازيم )و
و اما دليل افشاگر شدن من / ما : در سالهاي اخير به مسئولان مختلف كشوري و استاني نامه نوشتيم و خواهش نموديم مطالب ما مورد اشاره در نامه را ، توسط افراد مطمئن و مورد اطمينانشان بررسي نمايند و در صورتيكه به صحت آنان پي بردند با متخلفين برخورد نمايند . ولي چيزي كه حاصل شد برخي از مسئولين محترم عين نامه را به افراد متخلف جهت بررسي و ارايه پاسخ ارسال نمودند!!! برخي ديگر تمايلي به بررسي نداشتند و برايشان اين مطالب ظاهرا" عادي و كم اهميت مي نمود ؟؟؟ !!!! و در برخي موارد كه بررسي گرديد و تخلف اثبات مي شد با نفوذ در پرونده از بالا حتي موجبات دلسردي بازرسين را هم فراهم آوردند !!!؟؟؟ نهايتا" به اين نتيجه رسيديم جهت رفع تكليف شرعي هم كه شده اين وبلاگ را راه اندازي نماييم تا حداقل بتوانيم وظيفه مان را در قبال كشور ، ملت و شهداي عظيم الشان و البته اعتقادتمان به عنوان يك مسلمان به عمل آوريم . و اما چرا بدون معرفي خود به افشاگري پرداختيم ؟ به اين خاطر كه شائبه دست يافتن به پست و مقام از طريق افشاگري ايجاد نشود
Saturday, August 30, 2008
Thursday, August 28, 2008
علت تولد اين وبلاگ : افشا
بسمه تعالي
سلام ، سلامي گرم وخالصانه به شما خواننده عزيز و محترم
براي شروع بيان مطالب وبلاگ ، دقت نظر شما را به يكي از اموري كه مورد اهتمام و تاكيد فراوان حضرت علي عليه السلام تحت عنوان بازرسي مستقيم و حسابرسي امور بيت المال بوده است،جلب مي كنيم . اين مهم ( بازرسي مستقيم و حسابرسي امور بيت المال ) در مدت كوتاه حكومت علوي دوچندان بوده است و بارها در نهج البلاغه بويژه در نامه هاي آن حضرت به واليان مناطق اين حساسيت به چشم مي خورد. حضرت علي عليه السلام نظارت بر بيت المال را از وظايف اصلي و اساسي حاكم اسلامي مي داند. از اين رو دخل و خرج بيت المال را مستقيما تحت نظارت خويش قرار داد و با متخلفان از احكام اسلامي برخورد شديد كرد و از آنان در باره نحوه جمع آوري و چگونگي خرج و هزينه بيت المال پرسيد و از كوچكترين تخلفشان چشم نپوشيد ودرمواردي متخلف را عزل مي كرد.( قابل توجه جناب مسئولان كشور و استان مخصوصا جناب آقاي نيكزاد استاندار ، استان اردبيل) كه بخشي از آن در نهج البلاغه به شرح ذيل اشاره شده است
حسابرسي از كارگزاران
در نامه چهلم خطاب به برخي از كارگزاران مي نويسد
بلغني انك جردت الارض فاخذت ما تحت قدميك و اكلت ما تحت يديك ! فارفع الي حسابك ! و اعلم ان حساب الله اعظم من حساب الناس؛
به من خبر رسيده كه كشت زمينها را برداشته و آنچه را كه مي توانستي گرفته و آنچه در اختيار داشتي به خيانت خورده اي ! پس هرچه زودتر حساب اموالت را براي من بفرست ! و بدان كه حسابرسي خداوند از حسابرسي مردم سخت تر است
توبيخ پسر اشعث
علي عليه السلام در نامه پنجم خطاب به اشعث پسر قيس ضمن بيان پاره اي از مباحث حكومتي و اهميت و جايگاه و مسووليت در برخورد با بيت المال مي نويسد
به من خبر رسيده كه كشت زمينها را برداشته و آنچه را كه مي توانستي گرفته و آنچه در اختيار داشتي به خيانت خورده اي ! پس هرچه زودتر حساب اموالت را براي من بفرست ! و بدان كه حسابرسي خداوند از حسابرسي مردم سخت تر است
توبيخ پسر اشعث
علي عليه السلام در نامه پنجم خطاب به اشعث پسر قيس ضمن بيان پاره اي از مباحث حكومتي و اهميت و جايگاه و مسووليت در برخورد با بيت المال مي نويسد
و في يديك مال من مال الله عز و جل و انت في خزانه حتي تسلمه الي و لعلي الا اكون شر ولاتك لك
پيش تو مالهايي از ثروتهاي خداي بزرگ هست و تو خزانه دار آنها هستي تا به من بسپاري. اميدوارم براي تو بدترين زمامدار نباشد
ابن ابي الحديد مي نويسد پس از اينكه نامه به دست اشعث مي رسد ناراحت مي شود و در ميان مردم سخنراني مي كند و مي گويد: «مرا عثمان فرماندار آذربايجان كرده و از علي همان گونه كه از عثمان پيروي مي كردم پيروي خواهم كرد...»
دست آخر اشعث به كوفه آمد و خود را تسليم مولا علي عليه السلام كرد
توبيخ مصقله
علي عليه السلام در نامه چهل و سوم كه بر اساس گزارشي رسيده از مصقله بن هبيره شيباني كارگزار آن حضرت در منطقه اردشير خره (فيروزآباد فارس) صادر شده او را بر رعايت نكردن عدالت توبيخ مي كند و مي نويسد
بلغني عنك امر ان كنت فعلته فقد اسخطت الهك و عصيت امامك: انك تقسم في المسلمين الذي حازته رماحهم و خيولهم و اريقت عليه دماوهم في من اعتامك من اعراب قومك ! فو الذي فلق الحبه و برا النسمه ! لئن كان ذالك حقا لتجدن لك علي هوانا و لتخفن عندي ميزانا. فلا تستهن بحق ربك و لا تصلح دنياك بمحق دينك فتكون من الاخسرين اعمالا
در باره تو به من گزارشي داده اند كه اگر چنان كرده باشي خداي خود را به خشم آورده اي و امام خويش را نافرماني كرده اي. خبر رسيد كه تو غنيمت (بيت المال) مسلمانان را كه نيزه ها و اسبهايشان گرد آورده و با ريخته شدن خونهايشان به دست آمده به عربهايي كه خويشاوندان تو هستند و تو را گزيده اند پخش مي كني ! به خدايي كه دانه را شكافت و پديده ها را آفريد! اگر اين گزارش درست باشد در نزد من خوار و منزلت تو سبك گرديده است. پس حق پروردگارت را لبيك شمار و دنياي خود را با نابودي دين آباد مكن كه زيانكارترين انساني.
آيت الله حسن زاده در ذيل اين خطبه مي نويسد
مصقله بن هبيره از بزرگان «نجد» و از قبيله «بني شيبان» بوده است. علت توبيخ و سرزنش مولا علي عليه السلام عبارت است از اينكه مصقله بخشي از بيت المال را ميان اقوام خويش تقسيم كرده بي آنكه از امام علي عليه السلام اجازه بگيرد به اين نيت كه اين تقسيم از سهميه آنان از بيت المال به شمار مي آيد.
افزون بر اين مصقله عده اي از جنگجويان عليه مسلمانان را كه در منطقه اهواز اسير شده بودند با هزار درهم از بيت المال مي خرد و آنان را آزاد مي كند ولي پول بيت المال را نمي پردازد. امام علي عليه السلام به محض خبردار شدن او را احضار مي كند و ضمن قسط بندي بدهي او را مجبور مي كند بر پرداخت...
«علي (ع) در اجراي دستور خدا بسيار دقيق وسختگير است وهرگز تملق ومداهنه در زندگي او راه ندارد». - پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم کساني که در زندگي هدف مقدسي را دنبال ميکنند وبراي وصول به آن شب و روز ميکوشند، در برابر اموري که با هدف آنان اصطکاک داشته باشد نميتوانند بي طرف بمانند. اين افراد در طي مسير خود تا هدف، مهر وعلاقه گروهي وقهر وغضب گروه ديگري را برمي انگيزند. در اين راه پاکدلان وروشن ضميران فريفته دادگري وسختگيريهاي او ميشوند، ولي افراد بي تفاوت وغير مسلکي از تضييقات وعدالت او ناراحت ميگردند.
· گروهي که با نيک وبد گرم ميگيرند وبامسلمان وغير مسلمان ميسازند ونميخواهند خشم وکينه احدي را بر انگيزند، نميتوانند افراد هدفمند ومسلکي باشند. زيراسازشکاري با تمام طبقات، جز نفاق ودو رويي نيست تاریخ دفتری است که خیانت بسیاری از کارگزاران را در خود ثبت کرده است. خیانت ابولُبابه در افشای تصمیم پیامبر(ص) در مورد نبرد با بنیقریظه، خیانت حاطب بن أبیبَلْتَعَه در رساندن خبر حمله قریب الوقوع پیامبر(ص) به مکه، و خیانت جریر بن عبدالله بجلی نمونههایی از این موارد است. جریر به نمایندگی از طرف حضرت علی(ع) برای ابلاغ پیام امام به معاویه و مذاکره با وی و دعوت او به بیعت با امام رهسپار شام شد. معاویه مقدم وی را گرامی داشت و در پذیرایی از او و بخشش به وی بسیار کوشید. نماینده امام کار را اطاله داد و بیش از یک ماه در آنجا اقامت گزید و با چشم داشت به کیسههای زر و سیم معاویه در ادای وظیفه خیانت ورزید. گزارش خیانت و مداهنه و تساهل وی به امام رسید. او نزد امام بازگشت و با شنیدن توبیخات، از آن حضرت جدا شد. حضرت دستور داد طبق فرمان پیامبر(ص) خانه وی را آتش زدند.
حضرت با قاطعیت با کارگزاران خائن برخورد میکرد. برای نمونه آن اشعَث بن قیس كه توضيح آن در بالا رفت . و در جای دیگر به فرمانروای مصر ـ مالک اشتر ـ فرمان میدهد که با این پدیده شوم نفرتانگیز با قاطعیت مبارزه کند و خیانتکاران را به سزای اعمال زشتشان برساند:
ای مالک! از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن. اگر یکی از آنان دست به خیانت یازید و گزارش بازرسانت آن را تأیید کرد، به همین مقدار گواهی قناعت کن و او را با تازیانه کیفر نما و از آنچه در اختیار دارد او را عزل کن و در جایگاه خواریش بنشان، و داغ خیانت بر چهرهاش بگذار و قلاده ننگ و بدنامی به گردنش بیاویز ( جناب آقاي نيكزاد شما فعلا به عنوان نماينده عالي دولت در استان هستيد و اين مسئوليت مخصوصا در مورد معاونين و مديران كل استانداري مستقيما با شماست ، بنابراين جاي ملاحظه كاري نيست فرداي قيامت بايد پاسخگو باشيم)بسم الله
پيش تو مالهايي از ثروتهاي خداي بزرگ هست و تو خزانه دار آنها هستي تا به من بسپاري. اميدوارم براي تو بدترين زمامدار نباشد
ابن ابي الحديد مي نويسد پس از اينكه نامه به دست اشعث مي رسد ناراحت مي شود و در ميان مردم سخنراني مي كند و مي گويد: «مرا عثمان فرماندار آذربايجان كرده و از علي همان گونه كه از عثمان پيروي مي كردم پيروي خواهم كرد...»
دست آخر اشعث به كوفه آمد و خود را تسليم مولا علي عليه السلام كرد
توبيخ مصقله
علي عليه السلام در نامه چهل و سوم كه بر اساس گزارشي رسيده از مصقله بن هبيره شيباني كارگزار آن حضرت در منطقه اردشير خره (فيروزآباد فارس) صادر شده او را بر رعايت نكردن عدالت توبيخ مي كند و مي نويسد
بلغني عنك امر ان كنت فعلته فقد اسخطت الهك و عصيت امامك: انك تقسم في المسلمين الذي حازته رماحهم و خيولهم و اريقت عليه دماوهم في من اعتامك من اعراب قومك ! فو الذي فلق الحبه و برا النسمه ! لئن كان ذالك حقا لتجدن لك علي هوانا و لتخفن عندي ميزانا. فلا تستهن بحق ربك و لا تصلح دنياك بمحق دينك فتكون من الاخسرين اعمالا
در باره تو به من گزارشي داده اند كه اگر چنان كرده باشي خداي خود را به خشم آورده اي و امام خويش را نافرماني كرده اي. خبر رسيد كه تو غنيمت (بيت المال) مسلمانان را كه نيزه ها و اسبهايشان گرد آورده و با ريخته شدن خونهايشان به دست آمده به عربهايي كه خويشاوندان تو هستند و تو را گزيده اند پخش مي كني ! به خدايي كه دانه را شكافت و پديده ها را آفريد! اگر اين گزارش درست باشد در نزد من خوار و منزلت تو سبك گرديده است. پس حق پروردگارت را لبيك شمار و دنياي خود را با نابودي دين آباد مكن كه زيانكارترين انساني.
آيت الله حسن زاده در ذيل اين خطبه مي نويسد
مصقله بن هبيره از بزرگان «نجد» و از قبيله «بني شيبان» بوده است. علت توبيخ و سرزنش مولا علي عليه السلام عبارت است از اينكه مصقله بخشي از بيت المال را ميان اقوام خويش تقسيم كرده بي آنكه از امام علي عليه السلام اجازه بگيرد به اين نيت كه اين تقسيم از سهميه آنان از بيت المال به شمار مي آيد.
افزون بر اين مصقله عده اي از جنگجويان عليه مسلمانان را كه در منطقه اهواز اسير شده بودند با هزار درهم از بيت المال مي خرد و آنان را آزاد مي كند ولي پول بيت المال را نمي پردازد. امام علي عليه السلام به محض خبردار شدن او را احضار مي كند و ضمن قسط بندي بدهي او را مجبور مي كند بر پرداخت...
«علي (ع) در اجراي دستور خدا بسيار دقيق وسختگير است وهرگز تملق ومداهنه در زندگي او راه ندارد». - پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم کساني که در زندگي هدف مقدسي را دنبال ميکنند وبراي وصول به آن شب و روز ميکوشند، در برابر اموري که با هدف آنان اصطکاک داشته باشد نميتوانند بي طرف بمانند. اين افراد در طي مسير خود تا هدف، مهر وعلاقه گروهي وقهر وغضب گروه ديگري را برمي انگيزند. در اين راه پاکدلان وروشن ضميران فريفته دادگري وسختگيريهاي او ميشوند، ولي افراد بي تفاوت وغير مسلکي از تضييقات وعدالت او ناراحت ميگردند.
· گروهي که با نيک وبد گرم ميگيرند وبامسلمان وغير مسلمان ميسازند ونميخواهند خشم وکينه احدي را بر انگيزند، نميتوانند افراد هدفمند ومسلکي باشند. زيراسازشکاري با تمام طبقات، جز نفاق ودو رويي نيست تاریخ دفتری است که خیانت بسیاری از کارگزاران را در خود ثبت کرده است. خیانت ابولُبابه در افشای تصمیم پیامبر(ص) در مورد نبرد با بنیقریظه، خیانت حاطب بن أبیبَلْتَعَه در رساندن خبر حمله قریب الوقوع پیامبر(ص) به مکه، و خیانت جریر بن عبدالله بجلی نمونههایی از این موارد است. جریر به نمایندگی از طرف حضرت علی(ع) برای ابلاغ پیام امام به معاویه و مذاکره با وی و دعوت او به بیعت با امام رهسپار شام شد. معاویه مقدم وی را گرامی داشت و در پذیرایی از او و بخشش به وی بسیار کوشید. نماینده امام کار را اطاله داد و بیش از یک ماه در آنجا اقامت گزید و با چشم داشت به کیسههای زر و سیم معاویه در ادای وظیفه خیانت ورزید. گزارش خیانت و مداهنه و تساهل وی به امام رسید. او نزد امام بازگشت و با شنیدن توبیخات، از آن حضرت جدا شد. حضرت دستور داد طبق فرمان پیامبر(ص) خانه وی را آتش زدند.
حضرت با قاطعیت با کارگزاران خائن برخورد میکرد. برای نمونه آن اشعَث بن قیس كه توضيح آن در بالا رفت . و در جای دیگر به فرمانروای مصر ـ مالک اشتر ـ فرمان میدهد که با این پدیده شوم نفرتانگیز با قاطعیت مبارزه کند و خیانتکاران را به سزای اعمال زشتشان برساند:
ای مالک! از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن. اگر یکی از آنان دست به خیانت یازید و گزارش بازرسانت آن را تأیید کرد، به همین مقدار گواهی قناعت کن و او را با تازیانه کیفر نما و از آنچه در اختیار دارد او را عزل کن و در جایگاه خواریش بنشان، و داغ خیانت بر چهرهاش بگذار و قلاده ننگ و بدنامی به گردنش بیاویز ( جناب آقاي نيكزاد شما فعلا به عنوان نماينده عالي دولت در استان هستيد و اين مسئوليت مخصوصا در مورد معاونين و مديران كل استانداري مستقيما با شماست ، بنابراين جاي ملاحظه كاري نيست فرداي قيامت بايد پاسخگو باشيم)بسم الله
وچنين شد كه من/ما براي افشاگري در مورد اعمال ، سوءاستفاده ها و خيانتهاي مديران استان مخصوصا رييس سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي استان اردبيل و معاون پشتيباني و توسعه منابع انساني استانداري اردبيل آمدم/آمديم
در پایان چند نکته را متذکر می شویم : الف) نویسنده یا نوسیندگان این وبلاگ به هیچ حزب و گروه و دسته ای وابسته نیستند و بدنبال هیچ گونه طمع ورزی دنیوی نبوده و بدنبال تخریب کسی هم نیستند و صرفا بدنبال روشن گري اذهان جهت ادعاي تكليف مي باشند تكليفي كه عليرغم راهها و روشهايي ديگري كه مي توانست انجام يابد ولي بدليل نيافتن گوش شنوا به اين شكل انجام مي شود
ب) شاید بی نتیجه ترین کار ممکن این باشد که بدنبال نویسنده یا نوسیندگان این وبلاگ بگردید چون ممكن است كساني را بيابيد كه توان / حال /جرئت چنين افشاگري را نداشته باشند و آناني كه كاري نكرده اند را مورد غضب قرار دهيد ، چون متاسفانه افراد مورد اشاره كين شتري دارند. اما بر حسب گفته زیبای " ا نظر الی ماقال و لاتنظر الی من قال " از شما می خواهیم كه مطالب را مطالعه و انشاا... بررسي فرماييد..
Subscribe to:
Posts (Atom)
