Saturday, September 20, 2008

توضيحي در مورد نامه

همچنانكه در مقدمه و قبل از درج عين نامه آورديم نامه اواخر سال 1385 در زماني كه تقريبا دو سه ماه از الحاق سازمان مديريت و برنامه ريزي به استانداري مي گذشت نوشته شده بود . و چنانچه ملاحظه نموديد برخي از مطالب با ادغام سازمان مديريت و برنامه ريزي در استانداري به نحوي حل شده است !!!؟؟؟ ولي برخي از مطالب آن با شدت بيشتري خودي نشان مي دهند اميدواريم مسئولين محترم از خواب غفلت بيدار شوند مصالح جامعه و استان را به خاطر مصلحت گروهي و فردي خويش از بين نبرند!!!!؟؟

Thursday, September 18, 2008

نامه تعدادي از كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق استان اردبيل به استاندار اردبيل

نامه ذيل توسط تعدادي از كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق ، اواخر سال 1385 قبل از ادغام سازمان مديريت و برنامه ريزي با استانداري ؛ خطاب به استاندار اردبيل جناب آقاي علي نيكزاد نوشته شده و رو نوشت آن به سازمانها و برخي افراد ارسال گرديده است . ضمن تشكر از همكاراني كه اين نامه را بدستمان رساندند(از طرف چند نفر اين نامه بدستمان رسيده است ) با توجه به اينكه عليرغم ادغام سازمان مديريت و برنامه ريزي استان با استانداري اردبيل برخي از مطالب نامه امروز نيز مصداق دارد براي اطلاع رساني با حفظ امانت عين نامه را بدون هيچ گونه كم و كاست و توضيح اضافي عينا" درج مي كنيم انشاا... كه انتشار آن موثر افتد و مسئولان استان و كشوري بتوانند دست افراد غير متعهد، ناكارآمد و خيانتكار رااز مديريت در اين استان و كشور و اولي تر از بيت المال قطع نمايند

بسمه تعالي
نامه كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزي استان اردبيل به استاندار محترم و معزز و محبوب

بنام خداوندي كه عزيز است و عادل و كريم و داوري كه هم شاهد است و هم حاكم
بنام خداوندي كه پيامبران گراميش را براي برپائي قسط و عدل فرستاد
و بنام بصيري كه اندك ذره اي از خيرات و شرورات اعمال بشري را ناظر است و مجزي
جناب آقاي استاندار!؟
جناب آقاي نيكزاد!؟
سلام خدا بر شما اگر نيات خير و اعمال خير داريد و هدايت خدا بر شما باد . نيات خير داريد ولي اعمال متناسب با اين نيت را ( خواسته يا ناخواسته ) در مورد تغيير رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي استان نداريد!؟
همانطوريكه جنابعالي استحضار داريد شايسته سالاري ، نوعي نظام فكري حاكم بر محيط هاي فردي ، سازماني و اجتماعي است . حالا اين نظام فكري ، بيشتر نحوه برخورد با افراد را بر اساس عملكردشان نشان مي دهد كه آنچه عمل مي كنند نوع برخورد ما با آن مردم را به هر حال تعريف مي كند . در چارچوب نظام شايسته سالاري ، كه نوعي نظام فكري هست ، ما افراد متعهد هستيم ، موظف هستيم ، شايستگيها را در قبال كاري كه به ما داده اند ، وظيفه اي كه به عهده امان گذاشته اند ، اصلاحات را جاري كنيم لذا لازم دانستيم اشاره اي مختصري از معضلات ناشي از عدم رعايت شايسته سالاري در سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ( الحاق شده به استانداري ) را به استحضار جنابعالي برسانيم :
1از بين رفتن پويايي در كاركنان و ميل به سكون به اين مفهوم كه كاركنان احساس مي كنند كه تلاش آنها هيچ نتيجه اي براي پيشرفت آنها ندارد چونكه پاچه خواري و تملق و چاپلوسي و تعريف و تمجيدهاي بدون منطق و دليل از رييس سازمان توسط عده اي در داخل و بيرون سازمان ، بجاي كارهاي كارشناسي ، در پرداختهاي سازمان دخالت مستقيم دارند و ...
2ركود خلاقيت و نوآوري كه خود باعث كاهش بهره وري سازمان شده است
3نزديك شدن سازمان به مرگ ، به عبارت ديگر با عدم شايسته سالاري ، مرگ سازمان فرا رسيده
4رواج بي انگيزگي در سازمان بموجب پرداختهاي خاص براي افراد خاص و نورچشمي و تبعيض فراوان در اين پرداختها ، طوريكه اكثر اين افراد خاص براي انجام كارهاي جاري خودشان علاوه بر دريافت حقوق و مزاياي قانوني و غير قانوني ، از پرداختهاي آنچناني برخوردار هستند.
5بروز فساد اداري و به خطر افتادن سلامت سازمان ( نمونه بارز آن معاونت فني سازمان بود كه با پيگيريهاي بيش از حد ايشان در آن جايگاه قرار گرفته بود كه ما انتظار داشتيم رييس سازمان نيز با معاونش ، از مسئوليتش خلع مي گرديد در حاليكه عليرغم در تضاد بودن ديدگاه ايشان با برنامه هاي دولت محترم جناب آقاي دكتر احمدي نژاد ، در مسند رياست باقي مانده است كه جاي بسي تاسف است . نمونه ديگر ، فراري دادن خواهر شهيد از سازمان با تهمت و افترا و تهديد و ارعاب از طرف روابط عمومي و مسئول رسيدگي به شكايات ( همه فن حريف سازمان ) كه با دريافت اضافه كاريها و پاداشهاي آنچناني از محل هاي مختلف تطميع مي شود تا كارهاي ضد ارزشي از براي تضيع حقوق قانوني كاركنان به نفع رييس انجام دهد . بكارگماري حدود 150 نفر از دوستان و آشنايان خودش و پدر زنش در ادارات سطح استان از قبيل برادر زنش در دارايي ( البته ايشان در سانحه تصادف مرحوم شده است توضيح از وبلاگ نويس / نويسان )، خواهر زنش در تعزيرات حكومتي و خواهر زاده هايش در تبليغات اسلامي و سازمان مديريت ( خانم سيفي با ليسانس غير مرتبط بصورت پيماني استخدام نموده است ) و برادران سيد كاظمي در سازمان و تلاش فراوان براي دادن پست رييس گروهي به آنها ( اين برادران با تباني با روساي سازمانهاي استانهاي ديگر در مصاحبه تخصصي كه بصورت منطقه اي در يك استان برگزار مي شود ، پذيرش و استخدام شده اند) .الان هم كه يقين شده بعد از عيد كار ادغام سازمان در تشكيلات استانداري نهايي خواهد شد اقدام به مهره چيني نورچشمي ها در پستهاي حساس نموده چرا كه نژاد محمد با شعار ( آنكه با ما هم دم و هم آغور است آن آدم است ) نسبت به چينش كاركنان در پستها اقدام مي كند . اينها از نمونهاي بارز فساد اداري ايشان مي باشد كه انتظار داريم اين كارها از طرف جنابعالي كنترل شود.
6افزايش تضاد سازماني بين كاركنان عادي و كاركنان ذي نفع از عدم شايسته سالاري ( نمونه اش درگيري فيزيكي معاون برنامه ريزي سازمان با رييس گروه خودش و ...)
7به فلاكت كشاندن زندگي كاركنان و خانواده هاي آنها با خريد زمين هاي با كاربري زراعي و فضاي سبز توسط هيات نظاري كه توسط رييس بدون رعايت نظر كاركنان منصوب شده اند . طوريكه در يك خريد 250 ميليون توماني ، 200 ميليون تومان بعنوان را فرار گرو گذاشته اند كه جاي بسي شكفتي است و بايد به اينها مدال شجاعت در خريد اعطا نمود !!!!؟؟؟؟؟
8كارشان شده كپي برداري از گزارشات تهيه شده در سازمانهاي استانهاي ديگر و رقم سازي و اكتفا به اطلاعات و آمارهاي ارايه شده از طرف دستگاههاي اجرايي بدن داشتن مرجعي براي كنترل كه اين نشان دهنده عدم تعامل بين معاونتها ي سازمان مي باشد كه مثل جزاير جدا از هم به فعاليتهاي خودشان ادامه مي دهند . از آمارهاي توليد شده در معاونت آمار و اطلاعات ، معاون برنامه ريزي استفاده نمي كند. معاون بودجه از برنامه هاي تدوين نشده معاونت برنامه ريزي ، بي بهره است و معاونت منابع انساني از تخصيص منابع براي برنامه ريزي نيروي انساني بي خبر است و آموزشهاي لازم براي نيروي انساني تدارك ديده نشده است .
9تثبيت موقعيت خودش با ختصاص اعتبارات هنگفت به شهرستانهاي پارس آباد ، مشگين شهر ، گرمي ، بيله سوار و حمايت شديد نمايندگان اين شهرستانها از ايشان در اين زمينه .
10حاكم نبودن تفكر سيستمي و فقدان شاخص هاي منطقي در توزيع اعتبارات بين شهرستانها و عدم تعيين درجه توسعه يافتگي شهرستانها باعث شده در حق بعضي از شهرستانها ( خلخال ، اردبيل ، كوثر و نير ) در 2 سال اخير اجحافي صورت گيرد كه مطالعه اي كه اخيرا انجام داده اند اين واقعيت را تاييد نموده است كه از ترس نمايندگان محترم پارس آباد و مشگين شهر و ... تاكنون اعلام نكرده اند .
از يك ونگوگ پرسيدند كه كدام هنر بالاتر است ؟ گفت : هيچ هنري بالاتر از دوست داشتن مردم نيست ! يك غير مسلمان را بايد شاهد گفتار بياوريم تا بعضي از شمايان شايد باور كنيد كه بهترش را معصومين ما فرموده و امر كرده اند و تا شما بلكه اندكي بفكر مردم باشيد ! كسي را كه دل تنگ شود . زبان گشاده شود.
آقاي استاندار محبوب و مردم دوست
از معصوم نقل است كه اگر فردي براي حصول چيزي كه در دست صاحبان قدرت است ، خضوع نمايد خداوند او را به ورطه خشم خويش در افكند
از حضرت امير ( ع ) نقل است كه اگر كسي بجز خداوند به چيزي عزت جويد ، همان عزت وي را به هلاكت افكند . ما از اين تقرير عزت نمي خواهيم . بلكه ميخواهيم شايسته در خدمت استان و همكارانمان باشيم ....
حق سبحانه ، عزيز ( ص ) را وحي كرد كه اگر راضي نشوي كه نقل مجلس بدگويانت كنم . نامت را بر طومار فروتنان نخواهم نوشت . ....
مي بينيم كه بعضي از شما ها به افرادي ميدان ميدهيد كه اصلح ترش و شايسته ترش در همين نزديكهاست و شما هم مي شناسيد و البته آنها در بازار خود فروشي همانند ميدان داده هايي مثل نژادمحمد ، مفت فروش نيستند !؟
چرا چنين شد ؟ چون اهل چاپلوسي نيستند و نمي كنند اين عمل زشت را . اين است كه غالب مديران از آنها مي ترسند . ولي پرسنل و بدنه ادارات آنها را دوست مي دارند ......
... خدا ترا به استاندار بودن آزمايش ميكند . زود ميگذرد و ....
.... پست و مقام و رياست و معاونت و .... خلق و خوهائي را از بعضي از افراد دور بر شما پنهان داشته است ..... گاهي آدمي را تشكيلات جوري ميكند كه اگر راست بگويد از مافوقها بيمناك شده و اگر دروغ از خدا بيمناك باشند . هميشه آرزوداشتيم مسئوليني باشند كه نيروها را بين اين دو كار مخير نكنند
شما شرايط را طوري نكنيد كه رفتار شما در تثبيت و چينش مديران استان بصورتي جلوه نمايد كه غالب كاركنان اينگونه علامت بگيرند كه براي ارتقاء سازماني هي بايد بادمجان دور قاب شما بچينند و بايد مجيز شما را بگويند و ... مي دانيد كه خواسته يا ناخواسته درصدد ترويج چه فرهنگ ضد ديني و ضد ارزشي هستيد!!؟
بنابر اقتضائاتي بازار عزل و نصب داغ بود و اين موضوع تا حدود زيادي هم براي مردم ما پذيرفته شده و هم سياست جاري ( گويا ) چنين بود ولي در مورد سازمان ما چنين داغي احساس نشد و اين باعث شد كه كاركنان در داخل اين داغي را احساس كنند و بسازند و بسوزند و خلاصه اگر مديران قبلي كاري ميتوانستند بكنند ديگر در طي اين يكي دو دهه هرچه داشتند رو كرده اند و خوب معقولانه هم هست كه تنوعي شود و به نيروهاي تازه نفس تر ميدان عرضه توانائيهايشان داده شود ؛ اما شمايان وظيفه داريد كه حق و انصاف را دائر بر مدار كار خويش نموده و بدنبال نيروهائي كه اتفاقا بدليل توانائي هاي مختلفشان چندان از جهت شخصيتي وابسته به فلان نماينده و بهمان كسي نبوده و اصولا چنين مشي و رفتار شخصيتي را ندارند ؛ برويد . از مهمترين وظيفه و بلكه هنر اصلي شما در اين باره همين كشف استعدادهاي منزوي ( بايكوت شده ) اما تونمند است . آنها خود در اين مكاره بازار عزل و نصبها روي نمي نمايانند . منتظر نباشيد آنها بيايند نزد شما و يا اين و آن را واسطه بگيرند كه محال است ؛ شما بياييد از آنان دعوت نماييد و بدانيد كه اگر قصد خدمت واقعي بمردم را داريد بايد نقطه اتكا شما به همينها باشد و گرنه همانند سلف بعضا ناكارآمد خويش پرونده اي غيرمقبول را در نزد خلق و خالق خواهيد داشت . اصلا روايت داريم كه كسي كه بدنبال رياست مي دود ملعون است ؛ اتفاقا شما بايستي بدنبال نيروهايي برويد كه از اين مايه هاي فرهنگ منحط اخلاقي بدورند
تورا وظيفه سازماني ات ، برنامه چهارم ( كه توسط عوامل نژادمحمد بدون بررسي كارشناسي و بدون پشتوانه علمي تهيه شده و چندين ميليون تومان نيز از اين بابت به جيب زده اند و براي تهيه و تدوين آمايش سرزمين ، نيز دندان تيز كزده اند تا در اين چند ماه مانده به آخر سال ميلونها تومان به حساب معاون مليجكش ريخته و بين خودشان تقسيم كنند ) و ... فريب ندهد.
شايد هم پدري بايد باشي كه .... البته شايستگان را پيش از آنكه آنها را بشناسي و به همين دليل در حق آنها كوتاهي كني سرزنشت نمي كنيم ولي راه شناخت همين است كه الان دلت چه بتو مي گويد !؟
در خطابهاي اداري تنها به قصد ترويج فرهنگ اسلامي بعضي از القاب را بكار نمي برند نه به نيت تخفيف ولي نتيجه اش را مي داني ....
آدم خدا را به اسمش ميخواند ولي خلق الله دوست دارند القاب الكي هم برايشان اضافه كنند. شايد يكي از عيوب تشكيلات اين است كه كسي را به اندازه نداده است يا بيشتر از لياقتش يا حتي خيلي كمتر از ظرفيتش
آقاي استاندار محترم !؟
بعض چيزهاي بظاهر كوچك ، آرام آرام بصورت پنهاني ، آبروي چندين و چند ساله آدمي را از بين ميبرد . كفايت و صداقت و صحت كار آدمي را زير سئوال ميبرد . بنظر ميرسد درست نباشد و خدا و رسولش و خلق الله نپسندند كه بخاطر يك آدمي كه با تمام وجود دنبال پست و رياست هست و آدمي را تا زماني كه منافع او اقتضاء ميكند ، حمايت ظاهري ميكند و اي بسا كه پشت سسر براي آناني كه احتمال ميدهد بعد از اتمام دوران رياست تعهدي شما ( تا انتخابات بعدي ) موثر باشد . انواع خوش رقصي ها را مي كند و زير پاي شما را خالي ميكند و روي سينه شما نشسته و ريش ميكند و از ... اينها بگذريم و تا بعد شما متوجه خواهيد شد .
چرا بعضي از مديران شما ميترسند كه افراد زيردست خود را به شما معرفي كنند!؟ چرا آنها فقط به نيروهاي همپالگي خود و يا فاقد هرگونه صلاحيت بديهي نزد شما يا آنها ئي كه فكر ميكنند موثرند . چهره مينمايانند !؟
چرا از چند آدم لايق ، دلسوز ، كه حتي براي صداقت كار و خدائي بودن حركتشان نزد شما و اين آن تظاهر نميكنند و شايد شما اصلا آنها را نشناسيد ، نه تنها حرفي زده نميشود بلكه كار آنها را ميدزدند !؟ چرا شما از آنها نميخواهيد كه با ابواب جمعي خود در بعضي از جلسات نزد شما بيايند
خلاصه قصدمان از اين مقال كوتاه بر آن بود كه مديران قديمي تثبيت شده از طرف جنابعالي ، خدا را در نظر بگيرند و وضع را طوري نكنند كه كارمندان طوري تربيت شوند كه براي ارتقاء بايد زيرآب همكار شايسته اش را بزنند و نيز زباني به پهناي فلك در چاپلوسي پيدا كند و
الآن كه بازار تخريب چهره هاي شايسته هم كه رواج كاملي دارد حتي يكي ميگفت كه فلاني براي تخريب چهره اي بعضي از مخلوقات پيدا مي شوند كه العياذبالله شرف خويش را به يكي ببندند كه لااقل پرونده اي براي رقيب درست كنند يعني براي حسادت و پرونده سازي رقيب خويشتن از بام رقيب به پايين انداخته حتي جان ( شرف ) خويش ببازد تا كه او را دچار مشكل و محكمه و ... كند و شما نبايد باور كنيد و شرط داوري اسلامي را در اعمال خويش بكار بنديد و بدانيد كه خداوند اين فرصت را براي آزمايش شما قرار داده و شما هميشه استاندار و معاونين شما : معاون برنامه ريزي ، اداري و مالي ( آقاي مجيد قديري حيدري ) و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ( آقاي يعثوب نژادمحمد ) و ساير مديران ، مدير نخواهيد ماند و البته كل نفس ذائقة الموت ! واقعا شايسته نيست كه حق و حقانيت و ديانت را براي دوست و رفيق و هم خط و همشهري و... ضايع كرد و خود را نزد خلق خدا و خداوند بد عاقبت و بد فرجام كرد
البته جهت يادآوري و عبرت عرض مي كنيم كه اين رنج نامه را خدمت جناب آقاي دكتر رهبر فرستاده بوديم ولي ايشان هيچ كاري براي استان و سازمان فلاكت زده نكردند ولي خداوند عزوجل با دست تواناي رييس جمهور محترم و مردمي كاري كرد كارستان و خدا را شاكريم كه از سازمان فراري شد و اميدوار هستيم كه ايشان نيز با دست مبارك شما از استان فراري شود چرا كه در اين چند سال رياست مستبدانه خودش جز خيانت به سازمان و استان كاري انجام نداده چونكه غير از اين كاري بلد نيست و يادتان نرفته كه در زمان رياست شما در مسكن و شهرسازي ، چندين ساعت پشت درهاي بسته ايشان مي مانديد و به شما و همكارنتان اجازه وارد شدن و طرح مشكلات سازمانتان را نمي داد و شما مجبور مي شديد به معاون وقت ايشان جهت طرح مشكل مراجعه مي كرديد
در پايان ما نانخور خدائيم محال است خداوند متعال فقط شما و معاون جنابعالي و مديران قديمي ناكارآمد تثبيت شده را بياد آرد و ديگران را نه!!!! ؟؟؟
جمعي از همكاران صميمي شما در سازمان مديريت و برنامه ريزي استان اردبيل

Wednesday, September 17, 2008

آقاي استاندار ؛ آقاي رئيس جمهور تفويض اختيار نموده اند.

اخبار رسيده حاكي است كه رئيس جمهور تمام اختيارات استان‌ها و تمام فعاليت‌هاي استان را به استانداران تفويض كرده است. پس آقاي استاندار چرا شما از اين اختيارات براي پالايش مديران استان استفاده نمي كنيد ؟؟؟ آيا نيروي انساني متعهد و كاردان سراغ نداريد ؟ كه اين درست نيست خيلي از متخصصان متعهد اردبيلي در ساير استانها مسئوليت دارند ولي در اردبيل به دانش و تخصص آنان توجهي نمي شودو از توانمندي آنان استفاده اي نمي شود!!!؟؟؟
يا اينكه شما با آنان رودربايستي داريد به مانند معاونين برنامه ريزي و پشتيباني و توسعه منابع انساني تان كه عليرغم اعتراضات كاركنان و ارسال نامه ها به حضورتان و مشخص بودن تخلفات آنان باز آنها را كنار نمي گذاريد

البته اخيرا" نامه هايي از همكاران استانداري و سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق بدستمان رسيده كه عين نامه در يادداشتهاي بعدي براي شفاف سازي موضوع درج خواهد شد

Tuesday, September 16, 2008

اربيلي ها به داد اردبيل برسيد ؛ اردبيل ، ظاهرا" به زعم آقايان ؟؟؟ در قحط الرجال كامل به سر مي برد!!!؟؟؟

چنانچه دوستان عزيز مي دانند لازمه هر پيشرفت و توسعه اي داشتن برنامه است در اين خصوص براي برنامه ريزي و تدوين استراتژي هاي توسعه و پيشرفت استان سازمانهايي مسئول هستند از جمله آن سازمانها در هر استان سازمان برنامه و بودجه يا سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق مي باشد كه مهمترين و اصلي ترين وظيفه بر عهده اوست با نگاهي به سابقه فعاليت آن سازمان در استان به شرح ذيل پي به نكاتي خواهيم برد كه در خاتمه مطالب خواهد آمد . بدنبال استان شدن اردبيل در سال 1372 سازمان برنامه و بودجه استان اردبيل نيز بصورت رسمی کار خود را از اول شهريور ماه 1372آغاز نموده است و روسای سازمان بترتيب از بدو تشکيل عبارتند :آقايان

جمال فلاح از سال 72تا شهريور ماه 1374
جمال گيوه ای رئيس از ديماه سال 74 لغايت شهريور ماه سال 1376
فتح اله اسپندی (سرپرست) از شهريور ماه سال 76 لغايت آذر ماه سال 1376
مجيد قديری حيدری رئيس از آذر ماه سال 76 لغايت مهر ماه سال 1378
يعثوب نژاد محمد رئيس از مهر ماه سال 78 لغايت مردادماه سال 1386

وظايف آن سازمان به شرح ذيل بود
مشارکت در طراحی نظام برنامه ريزی جامع توسعه ملی و منطقه ای و تهيه و تدوين برنامه توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بلند مدت و کوتاه مدت استان .
بررسی و تدوين برنامه ها و سياست های کلان امور اشتغال ، سرمايه گذاری ، درآمد ، تجهيز و تخصيص منابع
بررسی و نظارت مستمر بر اعتبارات هزينه ای و تملک دارائيهای سرمايه ای دستگاه های اجرايی تابع نظام بودجه استانی
نظارت بر فعاليت ها و عملکرد دستگاههای اجرايی مشمول نظام بودجه استان و ارزشيابی آنها
پيشنهاد وضع يا تجديد نظر در قوانين مقررات مواد و تبصره های قوانين برنامه و بودجه
مطالعه بررسی و نظارت بر امور مديريت و منابع انسانی دستگاههای اجرايی استان
پيگيری و نظارت بر اجرای برنامه ها و طرح تحول و اصلاحات اداری
نظارت ، ارزشيابی و اجرای برنامه های آموزشی و پژوهشی درچارچوب سياست ها و برنامه های کلان کشور
اجرای برنامه های ارزيابی عملکرد مديريت در دستگاه اجرايی استان
ساماندهی اجرا ، استخراج و نظارت بر سرشماری عمومی ، تخصصی ، آمارگيری های نمونه ای و آمارهای ثبتی در چارچوب نظام آماری کشور
تهيه و بهنگام سازی نقشه ها و لايه های اطلاعاتی ، سيستم های اطلاعات جغرافيايی و پايگاه اطلاعات آماری استان
اجرای نظام فنی – اجرايی استان در چارچوب نظام فنی-اجرايی کشور
بررسی و تعيين صلاحيت و رتبه بندی و ارزشيابی پيمانکاران ، مشاوران و کارشناسان استان و ارتقاء و تقويت ظرفيت کمی و کيفی آنها
ايجاد نگهداری و گسترش اسناد و مدارک توسعه اقتصادی و اجتماعی استان
انجام امور دبيرخانه ای شورای برنامه ريزی و توسعه استان و کارگروه های مربوط
ايجاد هماهنگی با واحد های بازرسی و پاسخگويی به شکايات دستگاههای دولتی مستقر در استان به منظور تبادل اطلاعات انجام همکاريهای لازم و ايجاد وحدت رويه

با نگاهي به شرح وظايف سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق كه امروز عمده آن وظايف بر عهده معاونت برنامه ريزي استانداري مي باشد و همچنين بررسي مديران و مدت مديريت آنها از بدو تشكيل تا ادغام آن با استانداري و همچنين بررسي عملكرد هريك از مديران آن ؛ به اين نتيجه مي رسيم يكي از علل عمده عقب ماندگي استان اردبيل به ناتواني سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق در تدوين و ارايه برنامه هاي راهبردي براي استان بر ميگردد ( البته لازم است بيان شود ضمن اينكه اين سازمان كارشناسان توانمندي نيز دارد ولي عمده تكاليفي كه از سوي نهادهاي بالا دستي بر عهده سازمان در راستاي تدوين برنامه ها گذاشته مي شد با حداقل كيفيت و با مشاركت و بهره گيري از مطالعات و بررسيهاي برخي از كارشناسان با بنيه علمي و عملي ضعيف تدوين مي شد نمونه هاي آن فراوان ؛ آمار و محتواي آنها غير قابل استناد و استفاده علمي و عملي ؛ به مانند: سند چشم انداز بيست ساله استان ، سند برنامه چهارم استان و ... )كه آنهم ناشي از ناتواني مديران مربوطه براي ايجاد انگيزه در كارشناسان و هدايت آنها جهت تدوين برنامه جامع براي توسعه استان مي باشد. چنانكه اين امر در استانهاي پيشرفته از نظر توسعه اقتصادي با همت سازمان مديريت و برنامه ريزي آن استان و تدوين برنامه هاي متناسب با امكانات ، منابع بالقوه و بالفعل به وقوع پيوسته است.و البته در بين مديران فوق ناتواني آقاي نژادمحمد در كسوت رياست سازمان بيش از ديگران است چون در مدت هشت سال مديريت ؛ ناتواني ايشان در مديريت اصولي و علمي ( يعني عدم پرداختن به كارهاو وظايف مديريتي به عنوان مدير عالي در سازمان استان و پرداختن به اموراتي كه وظيفه مديران عملياتي بود ) ناتواني در ايجاد انگيزه ( البته در برخي از كارشناسان نور چشمي انگيزه هاي مالي ايجاد مي شد و آنان چنان عادت نموده بودند كه براي انجام وظايف جاري خود در ساعات اداري نيز طلب پاداش مادي مي نمودند و علاوه بر موضوع فوق گماردن افراد غير متخصص در امور تخصصي مثل ليسانس كشاورزي در راس معاونت برنامه ريزي و مطالعات اقتصادي با زير مجموعه اي كه هم تخصص و هم دانش آنان از آن معاون بالاتر بود به عنوان عاملي ضد انگيزشي تاثير گذار بود البته ساير معاونين نيز از نظر تخصص و دانش مربوطه كاري ، دست كمي از معاون برنامه ريزي نداشتند ) موجب شد فرصتهاي زيادي از دست استان خارج شود. در اين مدت با توجه به وضعيت حاكم در كشور كارهاي زيادي مي شد انجام داد ولي بي تجربگي ايشان و علاقمندي ايشان براي حفظ ميز رياست موجب شد استفاده از فرصتها به فرصت سوزي تبديل شود. در مدت هشت سال اين آقا به مانند مليجك و عروسك خيمه شب بازي در دستان استانداران وقت يا معاونين قدر آنان بود و هر آنچه آنان درمخيله شان مي گذشت ايشان از باب كسب رضايت و حمايت آنها براي ماندگاري چند صباحي بيشتر در رياست ( البته امروزه اين چند صباح ها به سال مبدل گشته و سالها در حال تبديل شدن به دهه مي باشد .)، خود آرزوي تخيلي آنان را بدون بررسي كارشناسي جامه عمل مي پوشاند البته از سر خوش شانسي كه ايشان دارد ( لوك خوش شانس ) برخي از آن آرزوهاي مورد اشاره با توجه با سابقه و تجربه مديران فوق الاشاره مطابق با نظرات كارشناسي مي شد !!! البته از خوش خدمتي هاي ايشان صدور دستور به زيردستان جهت تقسيم بودجه استاني مطابق خواست آنان بين دستگاههاي اجرايي بدون لحاظ نظرات كارشناسي و نظرات كارشناسي زماني مورد استفاده قرار مي گرفت كه مي خواستند مديري را بدليل غير همنوا بودن با خود يا براي ضرب شصت نشان دادن به وي ،اذيت كنند؛ كه اين موقع نه نظرات واقعبينانه كارشناسي، بلكه نظرات مغرضانه را به عنوان نظرات كارشناسي سازمان براي محدود نمودن مدير مربوطه يا اخذ امتيازاتي از قبيل سفارش فاميل و دوستان خود براي انعقاد قراردادهاي مختلف با آن دستگاهها و استخدام آنها اعمال مي نمودند و تا زماني كه بده بستانها به نتيجه نمي رسيد دستگاهها را با نام نظرات كارشناسي دچار مشكل مي نمودند نمونه هاي آن خيلي زياد است و البته اين قبيل كارها براي برخي از معاونين و كارشناسان عادي شده بود و آنان نيز براي انجام امورات مدنظر خود گاه با هماهنگي رييس و گاه بدون هماهنگي با او كارهاي خود را پيش مي بردند چه افراد فاميلي كه با اين سياست به استخدام ادارات مختلف در آمدند و چه بده بستانهايي كه به يان شكل صورت پذيرفته است البته صد حيف كه اينان خيلي مواقع خود را به بهايي اندك مي فروختند

Monday, September 15, 2008

شهدا چه كردند و ما به چه مي كنيم؟؟؟

نمي دانم با مطالعه يادداشت قبل چه حالتي در شما پديدار شد ، اميد كه در درگاه باريتعالي رو سياه نباشيم؛ شهدا چه كردند و ما و مديران ما به اسم اسلام و مسلمين چه مي كنيم ؟؟؟

Sunday, September 14, 2008

مسئولان استان اردبيل به اصول اوليه دوباره توجه كنيم ؟؟؟

لطفا به مطالبي كه حجت‌الاسلام و المسلمين عباسعلي عليزاده، معاون قوه قضاييه در يادداشتي به همايش بزرگداشت 5245 شهيد از ارتش خراسان در كنار مضجع نوراني حضرت ثامن‌الحجج ـ بضعة الرسول(ع) برگزار شده است توجه فرماييد .ايشانآورده اند : با خود گفتم، بايد سفط جواهر را بگشايم تا نظاره كنم صنع ربوي را كه فرمود

... الصورة الانسانيه اكبر حجج الله علي خلقه و هي الكتاب الذي كتبه بيده ...
... و هي الجسر الممدود بين الجنة و النار...
ولي مفتاح را نيافتم، از باب تناسب حكم و موضوع اين جوشن حصين را بايد با مفاتيح ايمان و هجرت و جهاد في سبيل الله گشود كه باري‌تعالي فرموده.
... الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله بأموالهم و انفسهم اعظم درجة عندلله و اولئك هم الفائزون...

پس از مشاهده شجره طيبه ايمان و انكشاف شمس حقيقت، پير خرابات را گفتم اين سرخ‌پوشان از كدام چشمه آب نوشيدند كه چنين «دم» از وجدشان چكيده و فضا را با لون احمر متلألأ و عطرآگين نموده‌اند، گفت: ... اذا تجلي الله بشيئي خضع له؛ اين همان وصفي است كه پس از تزكيه به انسان هبه شده و در بحر عميق ولججّي ... «اعبدالله كأنك تراه» غوطه‌ور مي‌نماياند.

گفتم: فهم قاصر را توان صعود به قله رفيع ... و سقاهم ربهم شرابا طهورا ... نيست زدني بيانا
گفت: خداوند سبحان فرموده:
ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم

من كه در وادي تحير سرگشته و نالان بودم، گفتم: اي پير صومعه وعاء اناء قلب را ظرفيتي داده‌اند كه «او» جل و علا فرموده ... و انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها ... .
عنايتي، تا از اين جسر باريك و خطير عبور نموده و مقام «اسني» كه اين جان از كف دادگان به آن رسيده و جرعه نوش از سبوي ... عند ربهم يرزقون ... شده‌اند قطره‌اي نوشم.

معلم كبير فرمود: ترا سلّمي واثق و عزمي راسخ و توفيق من الله بايد تا به سوي كمال صعود نموده و در بحر عرفان پس از غسل تزكيه در كوره ديانت، رياضت، عرفان جان را صيقل دهي تا جميع لكه‌ها و تيره‌رنگ‌ها بسوزد. آنگاه عين اليقين و حق اليقين را واجد شده و خواهي ديد كه 5245 شهيد چگونه متنعم به انعم الهي كه اعظم آنها ... و رضوان من الله اكبر ذالك هو الفوز العظيم ... است شده‌اند.

حايز اين مقام، فاني در «او» شده اگر بر خوان گسترده ... عند ربهم يرزقون ... جلوس نموده، بدان جهت است كه صدرنشين آن عقل كل و انبيا و اوصيا هستند و اگر نه انساني كه مكتوب خداست به حكم «انا لله و انا اليه راجعون»، چند صباحي از او جدا شده و در مسير برگشت به جايگاه ابدي چنان براي او جانبازي و فداكاري نموده كه «او» شده و اين يعني همه هستي؛ يعني الي الابد ابدي شدن است.

در اين فضاي مقدس در جنب مرقد و مضجع نوراني حضرت بضعة‌ الرسول(ص) چه توفيقي و چه سعادتي؟ اين هم روح القدس كه ساغر به دست از سبوي مملو از نهر رضوان، ساقي درد نوشان عهد «الست» شده و اين شهدا با قهقهه مستانه‌شان به فرزندان عزيز و خانواده محترمشان و به همرزمان همسنگرشان و به همه انسان‌هاي عالم پيام مي‌دهند كه؛
ادامه‌دهنده را همان و پيرو پير جماران(ره) و خلف صاحلش حضرت مقام معظم رهبري ـ دامت بركاته ـ كه پرچم سرخ حسيني را به دست گرفته باشيد تا به ما بپيونديد.

در اين هنگام به بابي كه بر قبله آن مسطور بود به طرف «سدرة المنتهي» رسيده، معتصما به حبل‌المتين ... قصد ورود داشتم. گفته شد ... فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي ... خلع نعلين خواسته شد نفهميدم يعني چه؟ چرا كه به زعم خودم فاقد نعلين بودم. دست نياز به درگاه بي‌نياز عالم دراز كرده و ملتمسانه در حالي كه از چشمه‌سار وجودم سيل عظيمي روان بود، به حكم ... ادعوني استجب لكم ... گفتم؛
... الهي ارني الشياء كما هي ...

در پاسخ صدايي با لحن داودي شنيدم كه گفت: ... الا من اتي الله بقلب سليم ... كه نتيجه؛ ... و من يؤمن بالله يهد قلبه ... است آنهايي كه شامل:
«و لا تقولو لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء و لكن لا تشعرون» و بلكه نه تنها «و لا تقولو» كه مشتر يخون شهدا تأكيد مي‌كند.

«و لا تحسبن الذين قتلو في سبي الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون».
شدند... وقتي به خود آمدم، من بودم، قلم، قرطاس، شاهد مخمور، سراج، شمع، مقام كذايي.
ما يسطرون را نظاره كردم، آري، شمع گريست، قرطاس در هم پيچيد، شاهد مخمور رقص‌كنان، قلم به لرزه افتاد، او را بوسيده و گفت: با من غم‌زده تكلمي! مسطور شد؛
«اطفي السراج فقد طلع الصبح»
والسلام

Saturday, September 13, 2008

استان اردبيل در دام مديران فاقد ديدگاه فكري روشن و طرفدار حزب باد

شايد گفتن اين جمله جاي تعجب و البته تاسف فراوان باشد كه با گذشت بيش از سه سال و اندي از زمان دميده شدن روحيه خدومي و اصولگرايي در تار و پود مديريت اجرايي كشور، استاني چون اردبيل كه در تمامي عرصه ها ، حضوري پيشتازانه داشته و دارد هنوز هم در حسرت مديران ناب با تفكرات روشن ( نه طرفدار حزب باد ) به سر مي برد
استقرار كابينه 70 ميليوني نهم، اميد به تقليل آلام را افزايش داد. مهمترين عامل اين اميد حضور مديراني از جنس مردم در بدنه اجرايي و سياسي بود. ملت ولايتمدار انتظار حضور مديراني مردم دار كه خدمت بي منت به امت و تبعيت عملي از ولايت ، مهمترين شاخصه آنان به شمار آمده را در بدنه مديريتي كشور داشتند كه البته در بسياري از حوزه هاي مسئوليتي، چنين موضوعي به وقوع پيوست. اما آنچه كه موجبات دلسردي و نگراني دلسوزان را به همراه داشته اين است كه متاسفانه برخي از افراد كه هيچ گونه سنخيتي با مرام دولت ندارند در اثر غفلت عمدي يا سهوي مراجع ذي صلاح، بر مسند برخي از حوزه هاي مديريتي در دولت فعلي تكيه زده اند. اين عده كه هيچ اعتقادي به منش و روش خدومي دولت نداشته، تنها در لسان، با دولت همراهند تا خود را همچنان به جامعه تحميل كنند
اردبيل استاني است كه مردان و زنان متدين ، معتقد ، حسيني و عفيف آن، با غايت همدلي، مديريت استان را پذيرفته و علاوه بر حضور در انتخابات نهم رياست جمهوري و سوم شوراها، در انتخابات هشتم مجلس شوراي اسلامي هم، همنوايي را با آوايي بسيار بلند به گوش همگان رسانيدند. حال جاي اين پرسش است كه چرا چنين استاني، اينك بعد از سه سال از استقرار دولت نهم، همچنان در حسرت مديراني از جنس رياست محترم جمهور يا حداقل افرادي كه پر تلاش بوده و هر لحظه براي حفظ مقام و پست خود چهره عوض نكنند ، بايد بسوزد؟! متاسفانه مديريت ارشد استان و معاون سياسي وي كه خود را پرچمدار اصولگرايي در استان مي خوانند، درصدد چينش نيروهاي اصيل اصولگراو پرتلاش در بدنه اجرايي و سياسي مجموعه استان نيستند چنانچه در كنار دست استاندار محترم نيروهايي كه نه توان كاري مناسبي دارند و نه علاقه و حوصله اي به كار دارند مثل معاون برنامه ريزي و معاون پشتيباني و توسعه منابع انساني ( و متاسفانه مديران كلي كه در درون استانداري كه تعدادشان نيز كم نيست ) آن هم در سمتهايي بسيار تاثيرگذار يافت مي شود.براستي حضور معاون پشتيباني و توسعه منابع انساني(رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق ) كه به همراه معاون عمراني وقت استاندار در دور دوم انتخابات رياست جمهوري با تمام امكانات دولتي از آقاي هاشمي رفسنجاني به شكل افراطي حمايت مي كردند در بدنه مديريتي استان نشانه چيست ؟؟؟؟ آيا آقاي استاندار وامدار ايشان هستند ؟؟ يا معاون محترم سياسي همشهري ايشان است ؟؟ يا نان آزاده بودن پدرزن خود را مي خورد !!!؟؟ آيا فردي كه مصاحفه با مردم را مغاير غرور خود مي داند شايستگي حضور در عرصه مديريتي دولت ارزشي نهم را دارد؟ آيا معاون برنامه ريزي كه حال و حوصله كار كردن را ندارد و فردي عصبي است ( كه ويژگيهاي بارز ايشان نمي دانيم با كدام يك از اصول و شعارهاي رياست محترم جمهور همخواني دارد)توانمندي هاي لازم را براي انجام وظايف قانوني خود دارد ؟؟؟ معاوني كه نه حرفش در تهران خريدار دارد و نه در استان و نه در زيرمجموعه معاونت خود !!! آيا براستي با اين طيف از مديران مي توان به اجرايي گشتن دغدغه ها و مصوبات دولت نهم در استان اميد داشت؟ شايد آقايان استقرار خود را مترادف استقرار اصولگرايي در عرصه مديريتي مي دانند! در اينجا بايد به اين بزرگواران عرض كرد كه برادران عزيز چرا در دولتي كه حتي با وزيرش تعارف ندارد اما شما از تغيير و تحولات استاني، شهرستاني و بخشي، آن هم نه به جهت سياسي بلكه به جهت كارآمدي هرچه بيشتر مجموعه و افزايش رضايت مندي مردم، اعراض مي كنيد! متاسفانه عدم نظارت بر برخي از امور مديريتي در استان اردبيل و اصرار بر حضور افراد ناكارآمد، سبب دلسردي مردم نسبت به عملكرد درخشان دولت پركار خواهد شد. بدون شك هر كسي كه اميد مردم شريف را نسبت به كاركرد دولت به ياس بدل نمايد، جفاي بزرگي را مرتكب شده است، حال مي خواهد هر كس باشد. اصولگرايي تنها اظهار در لسان نيست بلكه بايد در صحنه عمل آن را به نمايش گذاشت. اردبيليهاي دلاور همچنان اميدوارند با استقرار كامل مديران توانمند، سرزمينشان به دياري آباد در تمامي عرصه ها بدل گردد. ان شاءالله تعالي

Friday, September 12, 2008

قابل توجه آقاي استاندار قسمت سوم

آقاي استاندار براي روشن شدن افكار عمومي دستور فرماييد موارد ذيل مورد بررسي قرار گيرد ؛ اميد كه با بررسي دقيق موجبات تنبيه خيانتكاران به بيت المال را فراهم آوريد: الف) لطفا اسناد مالي سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق كه به تاريخ آخر سال مالي ، چندين سال گذشته مخصوصا سالهاي 85-82 را بررسي و سند سازي هاي انجام يافته با فاكتور مواد مصرف شدني و ميزان خريد را با نياز كل سازمان و استان ملاحظه و مقايسه فرماييد
ب) طرح هاي پژوهشي كه به ظاهر با دانشگاهها عقد قرارداد مي شده چگونه توسط تعدادي از كاركنان نورچشمي رئيس بصورت پشت پرده انجام و دانشگاه و مجري مربوطه پول دريافتي را به صورت محلل به كاركنان بر مي گرداند. البته رئيس محترم كه حتي به اموراتي جزيي به مانند ماموريت ساعتي كاركنان ، از باب نظارت بر اعمال كاركنان ، نظاره مي كرد ؛ بر تمام اين امور آگاه و با حق الپژوهشها دريافتي سهيم بود
ج)لطفا قراردادهاي آمايش سرزمين ، سوابق واگذاري آن به دانشگاههاي استان و بعدا علت عدم انعقاد قرار داد با آن دانشگاهها و ساير مدارك مربوطه را بررسي فرماييد
د)لطفا قراردادهاي مربوط به تحول اداري كه از محل برنامه هاي تحول اداري تامين اعتبار مي شد ، از جمله قرارداد با شركت كاوش و ساير شركتهايي كه براي بررسي وضع موجود سيستمها و روشهاي ادارات استان با آنها قرار داد منعقد مي شد را بررسي نماييد . و نتيجه حاصله را از مسئولين طلب نماييد. البته مقداري از مبالغ قردادهاي منعقده براي صيانت از بيت المال بصورت محرمانه توسط شركتها به سازمان برگردانده شده و بين نورچشمي هاي سازمان تقسيم شده است
ه)به چه دليلي در قرارداد هاي امور خدماتي سازمان مديريت در سالهاي مختلف ، شركت آقاي نظارتي برنده مناقصه مي شد!!! ، البته برخي از سالها ناچار بودند شركت خدماتي طرف قرارداد را عوض كنند !!!؟؟
و)چرا اموالي كه در خانه سازماني معاون پشتيباني و توسعه منابع انساني از بيت المال خريداري شده تا هفته گذشته بر چسب اموال استانداري را نداشت و حتي ايشان فرم فهرست اموال را امضا ننموده بودند و به جاي ايشان رئيس دفترشان امضاء نموده اند. البته بعد از پي گيريهاي بازرسان سازمان بازرسي كل كشور مجبور به امضا شدند !!! چرا معاوني كه خود بايد امين و حافظ بيت المال باشد با بيت المال چنين ميكند؟؟؟؟
ز)گلهاي تزييني چيني (ساخت كشور چين كه از نامرغوب ترين ها مي باشد ) كه بيش از 15 ميليون تومان براي خريد آن هزينه در زمان خود صرف شده ( نفله شده ) چگونه و از چه محلي خريداري شده و چگونه فروشنده آن كه از منسوبين آقايان بوده براي گل آرايي در دو طبقه از مهمانسراي سازمان كه در طبقه فوقاني خانه سازماني مختص آقاي پرواز و آبدارچي رييس وقت سازمان آقاي حبيبي ، سكني داشتند ؟؟؟ البته بعدا كه ديدند گند كار خريد گل در آمده و كاركنان سازمان از اين وضع ناراضي هستند . ادعا نمودند با ارتباطاتي كه با سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور دارند ، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور سابق آن را به سازمان اردبيل هديه كرده است . در صورتي كه در اين ارتباط چه سند سازيهايي كه با هماهنگي ذيحساب محترم نشده است !!!!؟؟
ح)شما كه تحصيل كرده رشته عمران هستيد و دستي در كار داريد ( پروژه هاي مختلف عمراني را جهت اجرا به پيمانكاران سپرده ايد و با تمامي زواياي كار آشنا هستيد ) اسناد مربوط به كارهاي عمراني ساختمان سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق و ساختمان فعلي معاونت برنامه ريزي استانداري وساختمانشماره 2 سازمان موصوف به ساختمان مديريت آموزش و پژوهش سابق و ساختمان فعلي دفتر آموزش و پژوهش و مركز رشد واحدهاي فناوري اردبيل را بررسي فرماييد تا متوجه شويد براي تخريب و ساخت انبار فاضلاب سازمان و ساير كارهاي عمراني آن چقدر هزينه شده است ؛ همچنين براي ساخت چاه آسانسور ساختمان شماره 2 چقدر هزينه هاي اضافي بدون رعايت اصول فني با توجه به اينكه زير ساختمان محل گذر آب هاي زيرزميني است ،انجام شده و چقدر در مدت زمان ساخت چاه آسانسور آب قنات مذكور تخليه و در سطح خيابان شهرك اداري رها مي شد انگار اينكه اين قسمت از شهرك سيل آمده باشد و نتيجه آنهمه كارعمراني چيست و يا هزينه هاي انجام شده براي سالن اجتماعات آن ساختمان ؟؟؟

ط)به چه دليلي با توجه به اينكه الويت اول براي ايجاد مركز آزمون در استان طبق بخشنامه ها با مديريت آموزش و پژوهش سازمان مديريت و برنامه ريزي استان بوده به موسسه خصوصي دانش پارسيان واگذار شد آقايان سنايي معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني وقت سازمان و پرواز مدير پشتيباني وقت سازمان و نژاد محمد رئيس وقت سازمان چه بده وبستاني با مسئولان موسسه دانش پارسيان داشتند !!!!؟؟ در اين ارتباط از مديركل محترم سازمان بازرسي در استان نيز سوال نماييد.

ادامه دارد

Thursday, September 11, 2008

ادامه آقاي استاندار ....

آقاي استاندار شما به عنوان نماينده عالي دولت در استان ضمن اينكه بايد بر عملكرد سازمانها و نهادهاي استاني نظارت داشته باشيد و با متخلفين از قوانين برخورد نماييد ، لازم است نظري نيز به استانداري و عملكرد معاونين و مديران مجموعه استانداري نيز داشته باشيد چرا كه اگر در استانداري و بوسيله مديران استانداري اعمال خلافي انجام پذيرد ديگر چارچوب كارها از دست شما هم خارج خواهد شد (هرچه بگندد نمكش مي زنند واي به روزي كه بگندد نمك )و در اين رابطه حتي بررسي عملكرد گذشته و حال مديران نيز بايد مورد دقت نظر واقع شود .آقاي استاندار زماني كه شما رييس سازمان مسكن و شهرسازي استان بوديد موجي از علاقمندي به خريد زمين بين كاركنان سازمانها و نهادها تحت عناوين مختلف در كشور و استان ما راه افتاد. در اين ارتباط سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق براي اينكه از قافله عقب نماند؛ بدستور رييس سازمان(جناب آقاي نژاد محمد ) افرادي به ظاهر قابل اعتمادرييس ، توسط شخص رييس سازمان ( آقايان علي اكبر پرواز مدير پشتيباني و مسئول حراست ، كاظم جعفري مسئول روابط عمومي و محمد رضا خوشزاد رييس گروه بودجه ) انتخاب و نهايتا" سه قطعه زمين را براي كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزي خريداري نمودند بگذريم از اينكه موجي كه به را افتاده بود و هيجان كاذبي كه در افراد ايجاد كرده بود؛ كاركنان براي اينكه از قبل اين خريد و فروش زمين به سودي و درآمدي برسند علاوه بر پس اندازهاي شخصي ، اخذ وامهاي مختلف ، حتي طلا و جواهرات زن و فرزندان خود را فروختند تا آنان نيز به مانند كاركنان ساير سازمانها و ادارات زميني خريداري نمانيد اما ماحصل خريد زمين !!! الف ) خريد يك قطعه زمين در شهر سرعين بود كه امروز شهرداري سرعين براي آن سند ارايه نمود و خود را مالك زمين مي داند!!!! ب) خريد زمين زراعي از روستاي ملاباشي در نزديكي فاز سه كارشناسان شهر اردبيل كه آقايان اعلام نموده بودند با ارتباطاتي كه با معاون عمراني وقت استاندار و رييس سازمان مسكن و شهرسازي و شهرداري دارند زمين مذكور را داخل محدوده شهري خواهند نمود و كاركنان سازمان ( خريداران زمين )هيچ نگراني نداشته باشند، قابل توجه است !!! ؟؟؟ كل مبلغ خريد زمين سيصد و بيست ميليون تومان بوده و براي لغو قرداد خريد همين زمين سيصد ميليون تومان مبلغ ضرر و زيان تعيين شده بود تا احيانا فروشنده زمين ، زميني را كه به آقايون ( منظور سه نفر آقايون مذكور و پشت پرده آنها آقاي نژاد محمد كه هدايت كننده و تصميم گير اصلي بود )انداخته !!!؟؟؟اگر خواست لغو معامله كند آن مقدار پول مانع از لغو معامله شود!!!!!! ج) زمين شهرك نيروي انتظامي كه كاربري فضاي سبز داشت و اگر بده و بستانها و مساعدت تعاوني مسكن نيروي انتظامي نبود!!! پاك آبروي آقايون كارشناسان خبره سازمان مديريت و برناممه ريزي و مسئول خريد زمين ، مي ريخت كه البته آنهم وضعيت مبهمي دارد ؟؟؟ البته ناگفته پيداست سو استفاده هاي كه آقايون در اين خريدها كردند، و به چه قيمتي خريدند و به چه قيمتي براي كاركنان سازمان حساب نمودند حتي براي افراد خردسال هم آشكار است . اما چه مي شود كرد قدرت دست آنها بود كم ترين اعتراض يا عدم همراهي با آنان يا با تطميع يا با زور پاسخ داده مي شد و البته به خاطر اين گند كاريهاي آقاي پرواز بود كه ادرات مربوطه دستور انفصال ايشان از حراست سازمان را دادند
ادامه دارد....

Tuesday, September 9, 2008

آقاي استاندار آيا كارهايي كه معاون پشتيباني و توسعه منابع انساني شما انجام مي دهد متناسب با آرمانهاي دولت عدالت محور است؟؟؟؟؟؟

چنانچه مي دانيد براي استفاده از خانه هاي سازماني در جمهوري اسلامي ايران آيين نامه و مصوبات وجود دارد كه در آن به چگونگي واگذاري خانه هاي سازماني و نحوه استفاده از آن اشارت دارد با توجه به اينكه مسئولان محترم نسبت به قوانين مربوطه آگاهي كامل دارند و خود را مقيد و ملزم به رعايت قوانين مي دانند!! چند سوال از آنان در مورد واگذاري خانه هاي سازماني به افراد را مطرح مي كنيم
الف )مدت زماني كه يك فرد از خانه سازماني مي تواند استفاده كند چه مدت است ؟
ب) چرا اين مدت زمان در مورد افراد مختلف در درون يك سازمان آنهم نهادي به مانند استانداري بصورت يكسان اجرا نمي شود؟
ج) آقاي علي اكبر پرواز مدير سابق پشتيباني سازمان مديريت و برنامه ريزي استان اردبيل كه از اول ماموريتشان در استان اردبيل ( از سال 81 ) از خانه سازماني بدون اينكه قرداد و صورتمجلس تحويل مربوطه تنظيم شود، استفاده نموده و از اول سال جاري 1387 كه ماموريت ايشان ( با توجه به اينكه معاون پشتيباني و توسعه منابع انساني استانداري جناب آقاي نژادمحمد كه وام دار ايشان هستند نتوانستند پست مديركلي براي ايشان جور كنند و براي حفظ آبرو و رو نشدن سوء استفاده هاي متعدد مالي و موقعيتي كه بوسيله ايشان و به كام هردو انجام مي يافت به ناچار با خاتمه ماموريت نامبرده موافقت نمودند و سر مسئولان بالادستي را شيره ماليدند) در استانداري اردبيل خاتمه يافته و به خانه سابق خود معاونت تظارت راهبردي رئيس جمهور ( سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق) بر گشتند علت عدم تخليه خانه سازماني عليرغم پي گيري مسولان مربوطه چيست ؟ و چرا معاون پشتيباني باز از سكني گزيدن ايشان در خانه سازماني عليرغم اينكه هيچ سمتي در استان ندارند حمايت مي كند؟
د ) آقاي كاظم جعفري كه نامبرده از كار چاق كنهاي معاون محترم در دوران رياست سازمان مديريت و برنامه ريزي بودند و فعلا نيز براي گسترش نفوذ معاون پشتيباني در ساير معاونتهاي استانداري در حوزه معاونت سياسي ، به عنوان معاون دفتر اموراجتماعي و شوراها هستند با اينكه سالهاي سال از نعمت خانه سازماني استفاده نمود و در اوايل سال گذشته به دليل فشارها و پي گيريهاي سازمان بازرسي به همراه برخي از نورچشمي ها(براي رد گم كردن)و غير نورچشمي ها مجبور به تخليه خانه سازماني شد (البته رياست محترم سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق جناب آقاي نژادمحمد از نفوذ اداري خود استفاده نمودند و از خانه هاي فروشي كه سهم سازمان مسكن و شهرسازي ؟؟؟!!! بود براي ايشان جهت اسكان ، نامبرده و خانواده محترمش ،خانه جور نموده بودند تا ايشان با توجه به شرايط اقتصادي جامعه و گراني اجاره مسكن ، بدون خانه نباشند ) مجددا در ليست اولويت خانه سازماني قرار گرفته و معاون محترم پشتيباني نيز بر فشارهاي خود به زير مجموعه افزوده تا نام ايشان را به عنوان فرد الويت دار در صورتجلسه تنظيمي درج كنند تا از نعمت خانه سازماني محددا برخوردار شوند؟
ه) چرا آقاي سنايي مديركل توسعه مديريت و تحول اداري از ساير مديران و كاركنان در برخورداري از خانه سازماني استثنا است ؟ و چرا معاون پشتيباني از ايشان اينهمه حمايت مي كند!!! نكند از زمان كه ايشان مسئول تبصره اعطاي وام به طرحهاي توليدي و صنعتي در سازمان بودند و بعدها هم كه معاون توسعه مديريت شدند براي ايشان كارها و اموراتي را جهت تامين منافع فردي مادي و قدرتي فراهم مي نمودند
ادامه دارد....